به کجا می رویم!

 جلسه امتحان بسیار رسمی است.یکی از وظایف مراقبین کنترل عکس کارت ورود به جلسه با چهره دانش آموز است واینکه شماره کارت با شماره صندلی هم خوانی داشته باشد.سوالات با دقت زیادی طراحی می شود.دشواری سوالات بالاتر از متوسط است.مدیر و معاون نظارت دقیق بر محل نشستن  دانش آموزان با توجه به رشته و در نظر گرفتن شیطنت هایشان دارند.بر روی پوشه مراقبین تدکراتی متناسب با کلاس مربوطه و دقت نظری که باید داشته باشد نوشته شده است.

.

.

.

جلسات کاملا رسمی برگزار می شود .مدیر از معلمان می خواهد که سوالات به نحوی طرح شود که توضیح زیادی لازم نباشد. واگر لازم است نکته ای گفته شود؛ فقط 15 دقیقه ابتدای جلسه صحبت کنند.

.

.

.

جلسات مثل سال های گدشته منظم بر گزا ر می شود.ترجیحا از معلمانی که عادت به توضیح و راهنمایی سرجلسه دارند برای مراقبت امتحان مربوط به خودشان دعوت نمی شود.

.

. 

.

امسال هم جلسات مرتب و منظم هستند. اما مدیر به من تذکر داد که چرا استفاده از ماشین حساب را سر جلسه ممنوع کرده ای.به نظر می رسدتوضیحات من زیاد هم قانع کننده نیست..

.

.

.

مدیر در جلسه دبیران قبل از امتحانات پایانی تاکید کرد که فقط درصد قبولی ملاک نیست از امسال میانگین قبولی شما نشان دهنده تلاش شماست.

.

.

.

جلسات نظم سابق را ندارند .به دلیل غیبت یکی دو نفر از همکاران  تعداد مراقبین کافی نیست.اما پس از اعتراض به مدیر حد اقل به شکل کلامی قول داد مشکل تکرار نشود...

.

.

.

جلسات امتحانی نظم سابق را ندارد.تعداد مراقبین کافی نیست .کارت ورود به جلسه صادر شده است اما صندلی ها شماره ندارد.پدیده ی جالبی که در جلسات می بینم این است که بچه ها سر جلسه با صدای بلند از دوستانشان سوال میکنند که مثلا سوال 4 توی کتاب بوده است؟ ودر مقابل اعتراض مراقب کاملا خود را برای پرسیدن این سوال جمعی محق می دانند.

.

.

.

جلسات امتحان افتضاح است.نه کارت وجود دارد و نه صندلی شماره گذاری شده. البته دانش آموزان می داند که محل نشستنشان در کدام کلاس یا راهرو است.بچه ها با کمال پر رویی می گویند سوال سخت است اجازه دهید به هم کمک کنیم.متعجب نگاهشان میکنی. 

.

.

در مقابل دانش آموزانی ایستاده ای که همه منتظرند از اندک غفلت تو برای رد وبدل کردن برگه  یا پاسخ سوال استفاده کنند.به این شکل در مقابل دانش آموزان قرار گرفتن حس بدی در تو ایجاد کرده است. تو معلمی نه نگهبان عده ای خلافکار...احساس می کنی موقعیتت، شان و جایگاهت زیر سوال رفته است....

به خودت می گویی چرا؟ چرا من مجبورم در این جایگاه بایستم؟

/ 1 نظر / 10 بازدید
ندا

روايت جالبي بود. من نميدونستم تقلب تا اين حد نرمال تلقي ميشه.