جایی که لنگه کفش به کمک کلمه می آید!

سلام

خداییش پرتاب اون لنگه کفش یکی از خنده دارترین صحنه هایی بود که تا حالا دیده بودم .البته خود این اتفاق جنبه های مختلفی داره ،یه آتشفشانی که در یک لحظه به حد سر ریز رسیده. به هر حال دیدن این عکس بهانه ای بود برای نوشتن.راستی فکر می کنید چه بلایی سر اون خبر نگار می آورند؟

/ 6 نظر / 9 بازدید
كاوه

سلام براي من هم جالبه كه بدونم اين آتشفشان در زمان صدام كه بهانه هاي بيشتري براي فوران داشت چرا خاموش بود؟!!!

یاسر

سلام خانواده این خبرنگار توی گفته هایی که تقریبا تو تلکس همه خبرگذاری ها رفت گفتند او نه تنها از آمریکا به خاطر اشغال فیزیکی عراق بلکه از ایران هم به خاطر اشغال معنوی عراق متنفر است!(نقل به مضمون)

كرام الديني

من فکر می کنم که موضوع چندان هم مهم نبوده است. امریکا بیشترین دشمن را در خارج از خود دارد و هر جا که مسئولان آن سفر می کند، تظاهرات بر پا می شود. اما از مقاله ی خوب و خواندنی تان بسیار خوشم آمد و خوشحال شدم و تبریک می گویم. امیدوارم بیشتر موفق باشید.

رضا

با سلام و احترام . اقا کاوه همان جایی که الان من و شما هستیم وداستان بلدرچین وبرزگر .....جواب خیلی از مشکلات ما ...........استاد محترم گاندی می گوید هفت چیز انسان را از پای در میاورد که اولی ان ....سیاست بدون شرفه .....و این اقا همان کار یکی از مبارزان کتاب ازادی یا مرگ کازانتزاکیس کرد و ان مبارز در زمان جنگ فقط نامه مینوشت به تمام دنیا و میگفت: این توتان منست