پدیده تقلب!

در مقابل دانش آموزان ایستاده ای. همه منتظرند از اندک غفلت تو برای رد وبدل کردن برگه  یا پاسخ سوال استفاده کنند.به این شکل در مقابل دانش آموزان قرار گرفتن حس بدی در تو ایجاد کرده است. تو معلمی نه نگهبان عده ای خلافکار...احساس می کنی موقعیتت، شان و جایگاهت زیر سوال رفته است

به خودت می گویی چرا؟ چرا من مجبورم در این جایگاه بایستم؟

یکی دو نفر را جابجا می کنی.خودت جابجا می‌شوی و در کنار دانش آموزی که حس میکنی در پی پرسیدن سوالی از دوستش است می ایستی. با خودت می گویی مراقب بیرونی فایده ندارد،مراقب باید در درون باشد.

متوجه می شوی؛آن گوشه کلاس یکی برگه اش را جلو صورتش گرفته نفر پشت سری هم تند وتند در حال نوشتن از روی برگه اوست.به آرامی قدم می زنی، دستانت را بر شانه هایش می گذاری با محبت میگویی دخترم ....می خندد و میگوید خانم گناه داره تو رو خدا بگذارید کمکش کنم.پشت سری با خنده می گوید "خانم دلتون میاد من بیفتم؟"

جلسه که تمام می شود همچنان حس بد مراقبت را نمی توانی از خودت دور کنی. درگیری ذهنیت را با با گروهی از معلمان که البته در مقاطع مختلف مشغولند در میان میگذاری.

- اشکال اینه که برخی همکاران در مقابل رفتار بچه ها تسلیم هستند زیرا روسای ما به درصد قبولی اهمیت میدن نه به یادگیری واقعی

- زمان ما معلم ها برگه سوالات را می دادند و از کلاس بیرون می رفتند و هیچ کس به خودش اجازه نمیداد اعتماد معلم ها را خدشه دار کند. یعنی یک رابطه دو جانبه بود...اعتماد کامل از سوی معلم،و رعایت صداقت از سوی دانش آموزان

- قبول دارید که با زمان ما خیلی تفاوت کرده؟یعنی تقلب اصلا به نوعی سبک زندگی بچه ها شده و اصلا آن را حتی عدم صداقت نمی دانند؟

- ﻣﻦ ﺳﺮﻛﻼﺳﻢ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎﻱ اﺑﺘﺪاﻳﻲ ﻛﻪ گاﻫﻲ ﻣﻴﮕﻦ ﺧﺎﻧﻢ ﻓﻼﻧﻲ ﻣﻴﺨﻮاﺩ ﺗﻘﻠﺐ ﺑﻜﻨﻪ ﻣﻴﮕﻢ اﺷﻜﺎﻝ ﻧﺪاﺭﻩ ﺩﺭﻋﻮﺽ ﺧﻮﺩﺵ ﭼﻴﺰﻱ ﻳﺎﺩ ﻧﻤﻴﮕﻴﺮﻩ!ﭼﻮﻥ اﮔﺮ ﻧﻤﺮﻩ ش ﺧﻮﺏ ﺑﺸﻪ ﻣﻦ ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻧﻤﻴﺸﻢ ﭼﻲ ﺭﻭﺑﻠﺪ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﻪ ﺑﻬﺶ ﻳﺎﺩ ﺑﺪﻡ.ﻳﻌﻨﻲ ﺳﻌﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﺑﺪﻱ ﺗﻘﻠﺐ ﺭﻭ اﻳﻨﺠﻮﺭﻱ ﻧﺸﻮﻧﺶ ﺑﺪﻡ ﻛﻪ ﺩﺭﺁﺧﺮ ﺑﻪ ﺿﺮﺭ ﺧﻮﺩﺷﻮﻧﻪ!!

- قبول دارید بعضی وقتها تقلب یه نوع یادگیری هست؟دانش آموز چیزی را که تقلب کرده یاد میگیره. من سر امتحانات کلاسی سعی میکنم اولش خیلی قاطع جزوه ها وکیف ها جمع بشه اما بعدش رهاشون می کنم.تا یه کم تقلب کنند وحتی مشورت اما نه برای امتحان پایانی

- اما به نظر من فرصت دادن برای تقلب درست نیست. من فکر می کنم آسیب اخلاقی وارده خیلی بیشتر از سود یادگیری چهار کلمه بیشتر است.

- میشه امتحان را به شکل گروهی، کتاب باز  و... گرفت.اینطوری اون یادگیری هم که مدنظرشما هست اتفاق میفته

- یا حتی برگه ی کوچکی را با اسم خود دانش آموزان، یک جلسه قبل از امتحان بدهیم و از آن ها بخواهیم هر مطلبی را که برای امتحان لازم دارند با خود سر جلسه بیاورند.

 

- به نظر من تقلب در مدرسه از تقلب در جامعه نشات می گیرد.وقتی در خانه می بیند چه جور مشکلات اداری، اقتصادی، فرهنگی با تقلب حل می شود ناخلف باشد اگر جا پای بزرگترها نگذارد.

 - موافقم! ﻫﺮﭼﻘﺪﺭ ﻫﻢ ﻣﺎﺯﺣﻤﺖ ﺑﻜﺸﻴﻢ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﻋﻤﻼ ﺧﻼﻑ اﻧﺮا ﺩﺭﺟﺎﻣﻌﻪ ﺗﺠﺮﺑﻪ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ.آن عزت نفسی که گاه گمشده ی بچه های امروز ماست ، در وجود ما از کودکی نهادینه می شد..شیطنت بود، تقلب هم..اما اگر هم کسی تقلب می کرد زرنگ و برنده تلقی نمی شد..دیگران حس خوبی نسبت به رفتارش نداشتند.

- ﻣﺎ ﻳﻪ ﺯﻣﺎﻧﻲ ﻛﻼﺱ ﻫﺎﻱ اﻣﻮﺯﺵ ضمن خدمت مربوط به تغییرات کتاب درسیﻣﻴ‌ﺮﻓﺘﻴﻢ ﻛﻪ ﻫﻤﮕﻲ ﻣﻌﻠﻢ ﺑﻮﺩﻥ ﻭﻟﻲ اﻭﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﺩﻭﺭﻩ ی ﻛﺎﻣﻞ ﺭﻭ ﺑﺒﻴﻨﻨﺪ ﺳﺮ ﺟﻠﺴﻪ اﻣﺘﺤﺎﻥ ﻣﺘﺎﺳﻔﺎﻧﻪ اﻏﻠﺐ ﺗﻘﻠﺐ ﻣﻴﻜﺮﺩﻧﺪ ﻳﻪ ﻧﻔﺮﺷﻮﻥ ﻛﻪﻗﺒﻞ اﺯ ﺷﺮﻭﻉ اﻣﺘﺤﺎﻥ ﻋﻠﻨﺎ ﺩاﺷﺖ ﺭﻭ ﺩﺳﺘﻪ ی ﺻﻨﺪﻟﻴﺶ ﺗﻨﺪ ﺗﻨﺪ ﻣﻴﻨﻮﺷﺖ ﻣﻦ ﺑﻬﺸﻮﻥ اﻋﺘﺮاﺽ ﻛﺮﺩﻡ ﮔﻔﺘﻢ اﮔﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﻛﺎﺭ ﺭﻭ ﺩاﻧﺶ اﻣﻮﺯﺗﻮﻥ اﻧﺠﺎﻡ ﺑﺪﻩ ﭼﻪ ﻛﺎﺭ ﻣﻴﻜﻨﻴﺪ؟ﮔﻔﺖ اﻱ ﺑﺎﺑﺎ اﻳﻦ ﺩﺭﺱ ﻫﺎ ﻛﻪ ﺑﺪﺭﺩ ﻣﺎ ﻧﻤﻴﺨﻮﺭﻩ.

- من معمولاً به بچه‌ها میگم که برگه امتحان از طرف من، امانت در دست شماست و به منظور ارزشیابی فردی تهیه شده، لطفا امانتداری کنید! ولی خب به نظرم مشکل اصلی همون 1- الگوهای نادرست و 2- نداشتن عزت نفس و حس کرامت به اندازه کافیست.

شما چگونه فکر می کنید؟

/ 8 نظر / 10 بازدید
یه مرد امیدوار

من حدودا نه سال تجربه معلمی داشتم و بعد رفتم سراغ کاری دیگر. اما از این فکر خوشم اومد: یا حتی برگه ی کوچکی را با اسم خود دانش آموزان، یک جلسه قبل از امتحان بدهیم و از آن ها بخواهیم هر مطلبی را که برای امتحان لازم دارند با خود سر جلسه بیاورند.

raingir

cheghad moaleme shimimono degh dadim sare emtahano taghalob.migoft sare konkoram mitonin taghalob konin.vaghean moalem bod. inghad ke manam raftam shimi khondam.

ندا

اون معلمي كه ميگه: «- قبول دارید بعضی وقتها تقلب یه نوع یادگیری هست؟دانش آموز چیزی را که تقلب کرده یاد میگیره. من سر امتحانات کلاسی سعی میکنم اولش خیلی قاطع جزوه ها وکیف ها جمع بشه اما بعدش رهاشون می کنم.تا یه کم تقلب کنند وحتی مشورت اما نه برای امتحان پایانی» بايد از آموزش و پرورش پرتش كرد بيرون. اين معلم فاسد همون كسي ه كه شاگردش براي هر غلطي كه خواهد كرد توجيه علمي و اخلاقي پيچيده اي خلق خواهد كرد كه خلق الله را فريب بدهد.‌ فساد فقط اختلاس و دزدي و خيانت نيست. معلمي كه مهم ترين فرصت آموزش اخلاقي به دانش آموز رو به توجيه و حتي تقديس عمل ضداخلاقي (با اين تفسير كه اين يك فرصت آموزش و يادگيري علم ه) تعبير مي كنه، فاسده. اگه بقيه آدم ها با انجام يك كار غلط، فقط يك كار غلط انجام ميدن، معلم، بينش و كار غلطش رو تكثير مي كنه به اندازه‌ي تعداد دانش آموزهايي كه زير دستش تربيت مي شن..... اينه كه خطرناكش مي كنه.

ندا

چيزي كه خطرناك ه اينه كه تقلب به هنجار تبديل بشه، به حق مسلم تبديل بشه، به مقبول ترين راه موفقيت تبديل بشه، به هوشمندي و زيركي متقلب تعبير بشه.... و متأسفانه شده... نه فقط تقلب سر جلسه امتحان....

ندا

"- میشه امتحان را به شکل گروهی، کتاب باز و... گرفت.اینطوری اون یادگیری هم که مدنظرشما هست اتفاق میفته - یا حتی برگه ی کوچکی را با اسم خود دانش آموزان، یک جلسه قبل از امتحان بدهیم و از آن ها بخواهیم هر مطلبی را که برای امتحان لازم دارند با خود سر جلسه بیاورند." اون ها هم كه از اين تزها دفاع مي كنند، لزوما مدرن و نوگرا و خوشفكر و خلاق نيستند. مي ترسند. و با ترس تسليم مي شن به چيزي كه رنگ خوشفكري داره. ميترسند از اين كه از استانداردهاي اخلاقي روشن دفاع كنند، يا شايد اصلا خودشون هم ندارند!

ندا جان البته این روش به همراه داشتن یک برگه کوچک اونقدر ها هم بد.نیست.روشی است که در روشهای مختلف ارزشیابی هم پیشنهاد می شود.دانش آموز وقتی میخواهداز,بین کل مطالب مورد ارزشیابی به اندازه یک برگه کوچک یادداشت, گلچین کند؛ ناخود اگاه دقیق می شود ارزیابی میکند .سبک و سنگین میکند؛ می نویسد و بعد میبیند؛ این را که متوجه شد پس یکی دیگر را می نویسد ووو نهایتا اموزنده است .واز انجا که همه به اندازه هم حق دارند با خود مطلب بیاورند .ظلمی هم در حق کسی نشده است.اما من هم به اندازه تو با معلم هایی که اجازه می دهند تقلب انجام شود و در هنجار شدن این عمل نقش دارند مخالفم.

شکوفه

اما روش های امتحان گروهی و کتاب و جزوه باز هم در موقعیت هایی مفید است.من معمولا اخرین امتحان هر ترم را این شکلی برگزار میکنم.بچه ها را گروهی می نشانم و نمونه سوال کاملی از امتحان ترم سالهای قبل به هر گروه میدهم.واز انها میخواهم گروهی پاسخ دهند .این شکلی بسیاری از کج فهمی ها در گروه حل می شود .خودم هم گروه به گروه در جمعشان می نشینم و راهنماییشان میکنم و مشکلات یادگیریشان را حل میکنم.معمولا اثر خیلی خوبی در یادگیری بچه ها.دارد.

سیما

سلام شکوفه خانم ... روراست من یکبار تغلب کردم سر درس ریاضی ... ریاضی من خوب بود و برگه امتحان را با یک نفر دیگه عوض کردم و براش نوشتم ... اما بعدش مهم بود .. من عاشق معلم ریاضی ام بودم ..دلم طاقت نیاورد . از اعتمادش سواستفاده کرده بودم .. رفتم بهش گفتم همون روز .. جالب بود امتحان ثلث دوم بود من شدم صفر و دستم شد نوزده و هفتادو پنج .. توی کارنامه ام هنوز هست ثلث اول بیست ..ثلث دوم صفر و ثلث سوم بیست .... شاید این حس کمک کردن به دیگران حالا به هر روش و راهی در اون دره سنی بود که باعث شد من به دوستم تقلب برسونم ..در آن دوره سنی من هنوز یاد نگرفته بودم که در دوستی آدم نباید تن به هرکاری بده تا ثابت کنه دوست خوبیه ..بهرحال ارزوی موفقیت برای شما دارم در ادامه زندگیتان