شهود معلمی و عدالت

سلام !این مطلب جالب را به نقل از نیم نگاه نوشتم.موضوعی که معمولا دغدغه ی خودمن نیز هست ونگرانی از اینکه حقی پایمال نشود.خیلی دوست دارم شما هم از تجربیانتتون بگید!

 من البته هرگز در موقعیت معلمی نبوده‌ام که بدانم ایستادن روبروی تعداد نسبتاً زیادی آدم چه حسی دارد، و نمی‌دانم کسی که در آن جایگاه ایستاده تا چه‌ حد نسبت به افراد مقابل‌اش اشراف دارد، یا طی یک ترم یا یک سال تحصیلی؛ گذشته از ارزیابی رسمی و تشریفاتی‌ای که به عمل می‌آورد تا چه حد شناخت نسبت به افراد مقابل به دست می‌آورد. چیزی که به نظرم می‌رسد و دست کم دو-سه جا از کسانی که در این موقعیت هستند شنیده‌ام این است که معلم به تجربه نسبت به شاگردان‌اش کم و بیش به شهود یا بینشی می‌رسد که فارغ از ارزیابی رسمی است و البته ممکن هست بر شیوه‌ی تفسیر معلم از ماحصل ارزشیابی رسمی‌ فرد هم تأثیر بگذارد و این موضوعی است که کاملاً به انتخابِ خودِ معلم بستگی دارد؛ به این که چه‌قدر به شهودش اهمیت بدهد یا چه‌قدر ارزشیابی رسمی را دارای اعتبار بداند.

فکر می‌کنم چیزی که ما –در جایگاه دانشجو یا دانش‌آموز- اغلب نادیده می‌گیریم، همین تأثیر شهود معلم در قضاوت‌اش هست. به حساب نیاوردن تأثیر عامل شهود، احتمالاً گاهی موجب سوء تعبیرها یا تشکیک‌هایی در مورد عادلانه‌ بودن رفتار معلم می‌شود.

سؤال این جا است که آیا معلم به نحوی می‌تواند مانع از چنین تشکیک‌هایی بشود؟ آیا تنها راه اثبات عدالت معلم، تکیه‌ی محض بر نتایج ارزیابی رسمی (امتحان کتبی) است؟ و آیا «هرگونه» امتحان کتبی‌ای، ولو این که به دقت کامل تصحیح شود و کل بار ارزشیابی دانشجو یا دانش‌آموز را به دوش بکشد، می‌تواند به مثابه‌ی ترازوی عدالت عمل کند؟ آیا اصلاً کارکرد مثبت این شهود (اگر دارد) آن‌قدر هست که ارزش زیر سؤال رفتن عدالت معلم را داشته باشد؟ و مهم‌تر از همه این شهود تا چه حد قابل اعتماد است؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:

تقديم به افغان‌ها

چون دوست دارم همچنان بحث شهود معلمي وعدالت باز بماند، پست را جديد نكردم

ولي با خواندن متن زيباي  سخنان آقاي اباذري  دلم نيامد در اين مورد چيزي نگويم جدا ما چقدر رسم برادري  را در حق دوستان افغاني خود به جا آورده ايم؟نوع بر خورد ونگاه ما به اين قومي كه تا چند صد سال پيش هم وطن ما محسوب مي شدند چقدر انساني واسلامي است؟ وقتي مي بينم ويا از همكارانم مي شنوم كه زرنگترين ها  ومودب‌ترین هادر كلاسشان دانش آموزان افغانيند با تمام وجودم مي سوزم .سخنان زيباي آقاي اباذري را حتما بخوانيد



/ 4 نظر / 10 بازدید
آشنا

خيلی بعيد می دونم معلمی بتونه در معنای واقعی همه رو به يک چشم نگاه کنه.من معلم هايی داشتم که با تمام ادعايی که در زمينه عدالت داشتن اما نتونستن نگاه خودشون رو عادلانه بين همه دانش آموزانشون تقسيم کنن.يک لبخند يا يک نگاه پر محبت به يک دانش آموز می تونه انگيزه اونو برای تلاش بيشتر ترغيب کنه و در نتيجه نمره بهتر در امتحانات و دوباره همون دور تسلسل...اين مسئله در مدارس دخترانه خيلی بيشتر احساس می شه.

مجید

سلام. وقتی ما به ارزشيابی ديگران برچسب ناعادلانه می زنيم به اين معنی است که ما هم ابزاری برای سنجش و ارزشيابی طراحی کرده ايم. ابزاری که فقط و فقط در دل خودمان است و هيچوقت در معرض قضاوت ديگران قرار نگرفته است. کسی که ابزارش را در معرض ديد همگان قرار دهد و ابزارهای آنها را به چالش بطلبد درخور ستايش است.

ابتكار سبز

سلام از توجه شما ممنون

عليزاده

کسی در مقام موسا حق ندارد به زبان چوپان بگويد: کجايی تا شوم من چاکرت... فقط چوپان حق دارد هرچه دل تنگش می خواهد بگويد. موسا بودن مسووليت دارد. رسم عاشقيت موسا و شبان بايد تفاوت داشته باشد.