راه عزیز من

تاریکی، مه، سنگلاخ، پیچ و گردنه و خلاصه سختی های مسیر قابل تحمل است اگر هدفمند باشی  ...اما همین که حس میکنی در راه نیستی...

همین که می فهمی جاده را گم کرده ای... هول ورت میدارد.

دیگر انگیزه ای برای گذر از پیچ و گردنه نداری...سرگشته ای و حیران...تازه پاهایت شروع به ذق ذق میکند.مفاصلت به صدا می آید. حتی دلت هم به قار و قور می افتد.

راه... ای راه عزیز! صدایم کن که سرگشته ام و حیران...

هر که جز ماهی ز آبش سیر شد

هرکه بی روزیست روزش دیر شد

/ 1 نظر / 38 بازدید
اب

سلام وبلاگ تون عالیه ومطالب تون خواندنی وجذاب به ماهم سربزنید